من ميتونم ...
من دارم بزرگ ميشم ، ولي چه بزرگ شدني ؟؟؟!!!
درست شدم عين پسر بچه اي كه پشت لباش سبز شده ، صداشم دورگه شده ولي هنوز شبا شلوارشو خيس ميكنه ... تازه ادعاي بزرگيشم ميشه...
نميدونم شايدم دارم اداي بزرگ شدن رو در ميارم ...
ولي مگه ميل به بزرگ شدن خودش اولين قدم براي بزرگ شدن نيست ؟؟؟
يا حتي اقرار به كوچيك بودن ؟؟؟
پس اصلاحش ميكنم :
من كوچيكم ... ولي اين كوچيك بودن رو دوست ندارم ، دوست دارم بزرگ بشم ، خيلي اشتباه ميكنم ولي سعي ميكنم دو بار تكرارشون نكنم .... جمله مزخرف انسان جائزالخطاست رو قبول ندارم ، هيچكي به انسان اجازه خطا كردن رو نداده ولي قبول دارم انسان ممكن الخطاست ... اينم قبول دارم كه ميتونه اشتباهاتشو به حداقل برسونه ...
من ميخوام بزرگ بشم ... سعي ميكنم و ميتونم ...
نوشته : فائزه در ساعت ۸:۳٢ ب.ظ روز شنبه ٢ تیر ،۱۳۸٦
